انعطاف پذیری – شکست است و کلید موفقیت است ؟

[ad_1]

انعطاف پذیری در حال تبدیل شدن بیشتر موضوع مشترک برای افراد به دنبال توسعه و بهبود بخشد اما شاید موفقیت آن مربوط است نه به persevering و هل دادن خودتان سخت اما نه در شروع به لذت بردن از شکست و یادگیری درس جدید از آنها.

توماس ادیسون نقل شده است که گفت: “من شکست خورده است. من فقط در بر داشت 10,000 راه است که کار نخواهد کرد”. اگر شما چیزی جدید یاد بگیرند از هر شکست یا شکست و سپس شما ادامه خواهد داد به رشد و بهبود است. این است که کل ایده بازتاب عمل وجود دارد که در برخی از حرفه ای جریان که در آن به طور منظم شما در حال انتظار برای به عقب نگاه نقطه وقایع کلیدی و تجزیه و تحلیل آنها با توجه به یادگیری از آنها.

اما وجود دارد بیشتر به شکست از پذیرش آن به خاطر آموزش. پیتر Bregman در HBR وبلاگ در مورد این موضوع در نوامبر 2009 نشان می دهد که ما باید لذت بردن از ‘تلاش برای رسیدن به چیزی.

او در لیست سه شرایط است که باید در جای خود به منظور برای شما برای رسیدن به چیزی. این دو برای اولین بار خواهد بود پذیرفته شده در سراسر هیئت مدیره من انتظار یعنی مایل به رسیدن به چیزی و باور که شما می توانید دستیابی به آن است. اگر وجود دارد نه میل و اشتیاق برای رسیدن به, پس از آن چه خواهد شد و نیروی محرکه خود را. در واقع به همین دلیل باعث ناراحتی شما به هدف در این در همه ؟ ثانیا اگر هدف این است که در واقع غیر ممکن است شما در حال اتلاف وقت خود را. حتی اگر شما فقط آن را باور می شود غیر ممکن است و سپس دوباره آنچه را به شما اختصاص 100 درصد تلاش خود را به علت. به عنوان من نوشتن, جام جهانی فوتبال است که شواهد نشان از تیم های که با چند گل پشت و آنها را به سادگی از آنجا که آنها دیگر بر این باورند که آنها می توانید برنده شوید.

شرط سوم Bregman می دهد این است که شما نیاز به لذت بردن از تلاش برای رسیدن به هدف. این است که در واقع مخالف دستیابی به چیزی — شما باید به مثبت و لذت بردن از شکست شما روبرو می شوند در مسیر. شما باید مایل به سعی کنید چیزی دوباره و دوباره دانستن است که شما کاملا به احتمال زیاد به شکست در این تلاش اما اجازه نیست که شما را خاموش.

قطعا وجود دارد یک خطر است که اگر ما فکر می کنم ما موفق نخواهد شد پس از آن ما را بدون تلاش یا ما خیلی نگران شکست ممکن است که خود ما 1 منحرف ما به طور کامل از اوج عملکرد (دیدن دبلیو تیموتی Gallwey درونی بازی از کار). ما نیاز به یک Dr Pepper ذهنیت و بپرسید که ” بدترین چیزی که می تواند اتفاق می افتد؟’, سپس تعادل است که با نتایج مثبت از شکست و حمل بدون در نظر گرفتن.

هنگامی که ما شروع به تلاش ما می توانید نتایج از نتایج جریان آموزش و یادگیری می آید بهبود است. اما این پس از آن می رود در برابر این ایده که افرادی که تنها سعی کنید برای رسیدن به آنها به عنوان موفق به عنوان کسانی که با علم به این که آنها موفق خواهد شد.

وجود دارد برخی از منفی به این ایده استقبال شکست حول این ایده که شما مجموعه ای را با انتظار شکست. من باور نمی کنم این چیزی است که Bregman است معنی.

برنامه ریزی برای موفقیت و سپس در صورت عدم عبور مسیر شما خوش آمدید در آن میل و تشخیص آن را به عنوان یک مرحله در طول راه و خورد کردن تمام یادگیری است که شما می توانید از آن. دریافت و آن را به دیگری بروید. اگر شما موفق برای بار دوم پس از آن شروع به نمایش آن به عنوان یک چالش برای غلبه بر به عنوان یک بازی به بازی به عنوان یک پازل را حل کند پیدا کردن راه حل است که در نهایت باز کردن جایزه به شما.

یک مثال که به ذهن چشمه برای من این بود که در عرصه بازاریابی و فروش. این چیزی بود که من تا به حال هرگز پنجه و اعتقاد من نمی تواند انجام دهد. در نتیجه من سمت چپ آن را به یکی از همکاران بود که به خوبی تمرین. زمانی که او دیگر به حال زمان برای اختصاص به آن من را امتحان کنید. بعد از من متوقف شد و با دیدن رد به عنوان یک چیز شخصی من شروع به آن را به عنوان یک بازی برای پیدا کردن کلیدی است که در را باز کند و فروش بدون تلاش به زور آن را بر روی مشتری بالقوه. به عنوان من نگه داشته persevering, من شروع به دیدن بیت های کمی از توسعه اما من هم از بازی لذت می برد. به عنوان پاداش غیر منتظره من هم متوجه شدم که من در گرفتن بهتر در صحبت کردن با غریبه کوچک بحث در احزاب و واقع بودن در افراد علاقه مند و زندگی خود را.

بله تکرار می تواند تبدیل به کسل کننده اگر ما اجازه دهید آن را بدون تکرار و تمرین ما هرگز تبدیل شدن به بهترین در آنچه که ما انجام می دهیم مالکوم گلادول در کتاب اخیر خود ‘پرت’ تخمین می زند که در آن طول می کشد 4000 ساعت تمرین در چیزی برای تبدیل شدن به حرفه ای, 8000 ساعت برای تبدیل شدن به یک استاد و 10000 ساعت برای تبدیل شدن به یک هنرمند در بالای زمینه خود را. بدون تمرین ما نمی خواهد به بالا افزایش می یابد.

این یعنی برای ما در دنیای مشاغل ،

من فکر می کنم وجود دارد دو برنامه در مرحله اول برای بهبود شغل های موجود است که ما داریم و ثانیا به کمک به ما در پیگیری یک کار جدید است.

اگر ما می خواهید برای لذت بردن از شغل های موجود باید بپذیریم تکراری شیوه است که ما درگیر هستند و نه فقط خسته کننده و کسل کننده اما یک چالش به ما. چگونه می تواند ما را در بهبود و تبدیل شدن به درخشان ، چگونه بسیاری از ساعت خواهد شد و ما با کمال میل حاضر اختصاص به شغل ما برای خودمان یک استاد ؟ همچنین اینکه چگونه می تواند به ما در پیدا کردن علاقه در آنها و ایجاد کار ما لذت بخش تر? Mihaly Csikszentmihalyi کتاب ‘جریان’ را پوشش می دهد این در برخی از جزئیات.

این هنر از شکار کار که من احساس می کنم این مفهوم امر بیشتر به طور کامل. که در آن چیز دیگری ما تجربه شکست که گویی ما را به همین راحتی که ما در نظر دادن ؟ چه عناصر این فرایند می تواند به شما یاد بگیرند ؟ شاید آن بازخورد از شرکت که زدم شما. احتمالا نیز خود را چگونه شما احساس به عنوان شما نوشت: اسناد و مدارک. و یا شاید شما را به شناسایی مناطق که شما skimped و می دانم که شما باید انجام داده اند بهتر است. شد قلب خود را نه فقط در این یکی و شما به خوبی آگاه است که تلاش های خود بودند زیر استاندارد است ؟ چگونه به خوبی طراحی شده بود رزومه خود را به کار خاص?

و همچنین به عنوان یادگیری برای زمان بعدی اینکه چگونه می تواند شما را به یک بازی از آن ایجاد حفره عقل خود را در برابر مرگبار استخدام بازی آنها را در بازی های خود را تلاش برای ساخت یک استراتژی است که غلبه بر آنها را به طوری که آنها را به استخدام شما ؟

ما چگونه واکنش نشان می دهند زمانی که چیز اشتباه قطعا می تواند کلیدی برای ما موفقیت نهایی. من به خصوص جایزه یادگیری و یکی از نقل قول های مورد علاقه است “من یاد گرفتم خیلی از من شکست که من فکر داشتن برخی بیشتر”. من نه برنامه ریزی برای شکست اما من آماده ام به آغوش شکست اگر آن رخ می دهد و استفاده از آن به نفع من را به موفقیت نهایی.

[ad_2]