روایت پایگاه خبری آمریکایی از “حقه‌های کثیف ترامپ”

[ad_1]

به گزارش الف، “مارک لئونارد” عضو ارشد اندیشکده “شورای روابط خارجی آمریکا” در گزارشی به بررسی تاکتیک ها و به اصطلاح “حقه های کثیف” دونالد ترامپ جهت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰آمریکا پرداخته است. وی در این رابطه می نویسد: 

«هرچه به ماه نوامبر نزدیک می شویم، اضطراب من در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و سرنوشت آن، بیشتر و بیشتر می‌شود. در حالیکه دوستان آمریکایی من عمده تمرکز خود را بر موقعیت برتر جو بایدن در مقایسه با ترامپ در نظرسنجی های اخیر مرتبط با ریاست جمهوری آمریکا قرار داده اند و بر این باورند که ساختار دموکراتیک آمریکا قابلیت بالایی در احیا و بهبود‌بخشی به خود دارد، دیدگاه شخصیِ خود من به عنوان یک شهروند بریتانیایی خلاف این است و همین مساله به شدت من را نگران می کند».

به عنوان یک بریتانیایی، من شاهد این بوده ام که مخالفت عمومی قابل توجه با طرح “برگزیت” در نظرسنجی های عمومی، در نهایت ختم به خروج بریتانیا از چهارچوب اتحادیه اروپا با حمایت افکارعمومی شده است. من همچنین به عنوان مدیر یک اندیشکده، از نزدیک با پژوهشگرانی که نحوه مداخله رهبران اقتدارگرا در انتخابات دموکراتیک، و کنشگری آن ها(رهبران اقتدارگرا) در سیستم‌های مبتنی بر آموزه های دموکراسی را مطالعه می کنند نیز بحث و گفتگوهای فراوانی داشته  ام. رهبران کشورهایی نظیر روسیه، ترکیه، لهستان، و مجارستان در این چهارچوب قرار دارند. اینگونه به نظر می رسد که دونالد ترامپ، تاکتیک ها و راهبردهایی که آن ها برای ماندن در قدرت استفاده کرده و می کنند را به دقت و بهتر از هر فرد دیگری مطالعه می کند. در این چهارچوب و بر اساس گفتگوهایی که با کارشناسان مرتبط با هر کدام از کشورهای مذکور داشته ام، شماری از حقه های کثیفی که دونالد ترامپ با توسل به آن ها سعی دارد در قدرت بماند را مورد اشاره قرار خواهم داد. 

اولین حربه و حقه ترامپ، ایجاد شکاف و انشقاق سیاسی و اجتماعی است. رهبران اقتدارگرا در طول تاریخ هموار سعی داشته اند تا جوامع خود را قطبی کنند و با پاشیدن بذر نفاق و تفرقه در آن، زمینه را جهت پیشبرد اهداف و منافع خود هموار سازند. آن ها اگر به این نتیجه برسند که بیگانه سازی و توهین به بخشی از جامعه رای دهندگان، موجب تثبیت موقعیت و جایگاه سیاسی آن ها خواهد شد، در این رابطه تردیدی را به خود راه نخواهند داد. رهبرانی نظیر ترامپ همچنین با سر دادن شعارهای ملی گرایانه و معرفی خود به عنوان اسطوره های ملی سعی دارند تا جای ممکن برای خود طرفدار جمع کنند و دشمنان خود را نیز با استناد به دعاوی دور و درازشان، تضعیف کنند. در واقع، رهبران اقتدارگرا به طور خاص سعی می کنند تا چهره قهرمانان ملی را به خود بگیرند و با همین روایت، موقعیت سیاسیشان را تضعیف و دیگران را به دسیسه چینی علیه خود متهم سازند. 

یکی دیگر از حقه های کثیف رهبرانی نظیر ترامپ این است که آن ها سعی می کنند تا جای ممکن به طور مستقیم با طرفداران خود ارتباط بگیرند. در این راستا، آن ها از ویدئوهای حرفه ای و شبکه های اجتماعی جهت مخاطب قرار دادن طرفدارانشان استفاده می کنند زیرا این مساله به آن ها اجازه می دهد تا راحت تر بتوانند حقایقی را که کارشناسان و متخصصان بر علیهشان مطرح می‌سازند، رد کنند. یکی از ویژگی های ارتباط گیری با مخاطب در عرصه فضای مجازی این است که هیچ مکانیسمی جهت راستی‌آزمایی ادعاهای افراد وجو ندارد و آن ها هر آنچه بخواهند را انجام می دهند. در این چهارچوب، به راحتی می توان افکار و ایده‌های دروغین را طرح کرد و ترویج کرد و به هیچ نهادی نیز پاسخگو نبود. این مساله به خودی خود برای افرادی نظیر ترامپ، یک موقعیت استثنایی است.

یکی دیگر از تاکتیک های رهبران اقتدارگرایی نظیر ترامپ، طرح ادعای وجود افراد و گروه های خیالی است که در حال توطئه بر علیه آن ها هستند. این رویه به طور خاص از دهه 1990 و در ترکیه آغاز شد. در این چهارچوب، رهبران اقتدارگرا همواره با طرح این ایده که افراد و گروه های مخفی و پشت پرده ای وجود دارند که بر علیه آن ها فعالانه اقدام کرده و توطه چینی می کنند، اقدامات و سیاست های نابجا و نادرست خود را توجیه، و به هرکاری جهت تضعیف رقبای خود دست زده و آن را مشروع می سازند. 

از جمله تاکتیک های دیگری که رهبران اقتدارگرا جهت حفظ موقعیت خود در قدرت به کار می گیرند، گزاره “سرکوب رای” بخشی از جوامع رای دهنده است. به طور خاص در این رابطه ترامپ سعی فراوانی را انجام می دهد تا آفریقایی-آمریکایی ها نتوانند آنگونه که باید و شاید، در انتخابات ریاست جمهوری 2020 آمریکا شرکت کنند. این مساله عمدتا به این دلیل انجام می شود که این گروه عموما به نغع دموکرات ها رای می دهند.

سواستفاده از قدرت سیاسی اعطا شده به رهبران اقتدار گرا جهت پیشبرد اهداف و مقاصدشان نیز از جمله تاکیتک های دیگری است که این دسته از رهبران جهت تثبیت حضور خود در قدرت انجام می دهند. به طور خاص، بسیاری از ناظران و تحلیلگران بر این باورند که طرح دعوای حقوقی علیه هیلاری کلینتون قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 در آمریکا، نقش مهمی در برجسته‌شدن موقعیت برتر جمهوریخواهان و شخص ترامپ در انتخابات آن سال و در نهایت پیروزی وی داشت. اکنون نیز “ویلیام‌ بار” دادستان کل آمریکا است که نشان داده اتحادی قوی با دونالد ترامپ دارد و حاضر است هر پدیده ای را سیاسی کند تا شاید از این طریق، منافع دونالد ترامپ تامین شود. 

از طرفی، رهبران اقتدارگرایی مثل ترامپ سعی می کنند با امنیتی کردن فضای انتخابات و تاکید بر اینکه اگر فرد دیگری غیر از آن‌ها انتخاب شود، نظم و قانون در کشورشان به خطر می افتد، رای دهندگان را مجاب به رای دهی به نفع خود کنند. ترامپ به طور خاص این رویه را در جریان اعتراضات ضدنژادپرستی در آمریکا نشان داد و سعی کرد با تاکید بر اینکه معترضان اعتراضات ضدنژادپرستی در واقع در حال تضعیف امنیت آمریکا هستند، این نکته را به افکار عمومی منتقل کند که گروه های زیادی به دنبال ایجاد ناامنی در داخل این کشور هستند و اگر گفتمان “نظم و قانون” ترامپ و برخورد مقتدرانه وی نباشد، همه چیز در آمریکا به هم خواهد ریخت. از این رو، وی سعی می کند که خود را بهترین گزینه جهت مقابله با تهدیدات علیه ملت آمریکا نشان دهد.

به طور کلی، جامعه آمریکا باید عمیقا در مورد حقه های کثیف ترامپ آگاهی داشته باشد و اجازه ندهد وی هر آنچه می خواهد انجام دهد و به اقدامات غیرقانونی و نامشورع خود، وجهه قانونی و مشروع دهد. تنها راه جهت شکست ترامپ، استفاده از سیاست است. در این چهارچوب، وظیفه اصلی دموکرات ها این است که به ملت آمریکا یادآوری کنند که فلسفه دموکراسی چیست و اساسا دموکراسی چه کارکردهایی دارد. دموکرات ها همچنین بایستی با آگاهی بخشی به مردم آمریکا، آن ها را عمیقا آماده نبرد با تاکتیک ها و حقه‌های کثیف دونالد ترامپ کنند.

 

***نویسنده: مارک لئونارد، وی از جمله اعضای ارشد شورای روابط خارجی آمریکا است. 

*لینک: https://www.project-syndicate.org/commentary/trump-authoritarian-dirty-tricks-election-subterfuge-by-mark-leonard-2020-08

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید